
درماندگی آموخته شده وضعيتی است كه در آن فرد احساس ناتوانی میکند، فکر میکند كه در مورد يا مواردی از زندگی، کاری از دستش بر نمیآید و تلاشش در نتیجهی کار تأثیری ندارد. بنابراین ناامید شده و تلاشی نمیكند.
برای مثال شخصی كه برای حل کردن مشکلش تلاش میکند، اما پس از آن که چند بار نتواند مشكلش را حل كند، مايوس شده و فرض را بر اين میگذارد که مشكل غير قابل حل است و ديگر تلاشی برای حل آن نمیكند.
در صورتی که شاید راه حلی که انتخاب کرده بود مناسب نبوده است و به روشی ديگر، بتواند آن را به آسانی حل كند.
با تغيير باورها و گفتگوی ذهنی میتوانيم به درماندگی آموخته شده غلبه کنيم.
فرد باید به این باور برسد که :
ممکن است یک راه حل در همه موقعیتها موثر نباشد، اما معنايش اين نيست كه آن موقعيت يا مشكل غيرقابل حل است.
استفاده از جملاتی مانند:
«من فعلا راه حل این مشکل را نمیدانم» یا «من درحال حاضر توانائی حل این مشکل را ندارم»،
برای رفع درماندگی آموخته شده موثر است.
مركز خدمات روان شناسي و مشاوره پیوند مهر دزفول دارای مجوز از سازمان نظام روان شناسی و وزارت ورزش و جوانان